News اخبار
 ::: مجوز اجرا / / 29 / تیر1389

/   اجراي نمايشنامه‌ي حسن و ديو راه باريك پشتِ كوه، به كارگردانيِ حسين مباهات در جشنواره‌ي استاني فجر بوشهر و جشنواره‌ي نمايشِ مهرِ كاشان بلامانع است.
 
 ::: نامه ی محمد چرم شیر به وزیر ارشاد دولت دهم در راستای توقیف نمایش روز حسین / / 16 / دی1388

/   جناب آقای سید محمد حسینی وزیر وزارت‌خانه‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم 1- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که مدیران شما در دستگاه تئاتر در تمامی موارد مربوطه در حوزه‌ی کاری خویش از خود سلب مسئولیت کرده‌اند و روزمره‌ترین امور کاری را موکول به کسب فرمان از سوی مدیران بالاتر می‌کنند که به گمانم شمائید. 2- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که مدیران شما در دستگاه تئاتر حتی نوشته‌های شخصی و دوستانه را به عرصه‌ی رسانه‌ای می‌کشانند و از آن غوغا می‌سازند. آنچنان که در مورد شخص خود من چنین کردند و دیدید که پی‌آمدهای ناخواسته‌ی آن چه بود و چه شد. برای همین خطاب من به شماست، و شفاف، آن چنان که مدیران شما در دستگاه تئاتر خواهان آنند. 3- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که سال‌های متمادی است، مدیران شما و اسلاف شما در دستگاه تئاتر هر نوع اِعمال سلیقه‌ی شخصی و ممیزی کور و غیر کارشناسانه را به فرمان مقامی بالاتر از خود ارجاع داده‌اند که به نظر می‌آید آن مقام باید شما باشید و نه غیر شما و اسلاف‌تان. برای همین خطاب من به شماست که احتمالاً آن مقام بالاتر هستید. 4- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که من نیز همانند همه‌ی دست‌اندرکاران هنر این کشور هنوز گفت و گو را بهترین راه حل باز شدن گره‌های کور می‌دانم و فکر می‌کنم طرح نیازها و خواسته‌های واقعی بهترین راه‌های برون رفت از مشکلات است، کاری که مدیران شما، حداقل در دستگاه تئاتر، به آن اعتقادی نداشته و ندارند و پادشاهی بر جزیره‌ی کوچک خود و رعیت شمردن هنرمندان تئاتر را سخت باور کرده‌اند. 5- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که احتمالاً این نظر را پذیرفته‌اید که مدیران شما در دستگاه تئاتر آنچنان با بدنه‌ی تئاتر پیوند خورده‌اند که صدای آن‌ها همان صدای اهالی تئاتر است. این را از این جهت می‌گویم که در همین دوران تصدی امور، جُز با مدیران دستگاه تئاتر و خواص مورد حمایت این دستگاه لب به سخن بازنکرده‌اید و این همان نقطه‌ی تاریکی است که اسلاف شما هم در آن ایستادند و راه به هیچ بُردند. 6- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که مدیران شما در دستگاه تئاتر یک بار دیگر به نام مدیریتی بالاتر از خود ـ که به گمانم شما باشید ـ حُکم بر توقف نمایشی دادند که «روز حسین» نام دارد. برای همین خطاب من به شماست. آیا شما چنین حُکمی صادر کرده‌اید؟ 7- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که این روزها افتخار داشته‌ام نمایشنامه‌ی «روز حسین» را بخوانم، بُغض کنم، گریه کنم، و مفتخر شوم که درام ایرانی این چنین ظرفیتی قدرتمند دارد. خطاب من به شماست چرا که می‌دانم شما بعنوان مقام بالادست مدیران-تان در دستگاه تئاتر، آشنایی چندانی با حوزه‌ی تئاتر ندارید تا بدانید در این حوزه داعیه بر سر آن بوده و هست که نمایش ایرانی چه بوده است، اما کمتر بر بازتولید آن همت گماشته شده است. اگر از چند نام بزرگ چون مرحوم اکبر رادی، بهرام بیضایی، حمید امجد و شخص محمد رحمانیان بگذریم، که همت به بازتولید این تئاتر کرده‌اند، باقی همه، پژوهش در گذشته بوده است و بَس. و اینک که درخشان‌ترین بازتولید این نمایش در امروزمان با نام «روز حسین» در برابر ما قرار دارد، آسان و بی‌توجه از کنار آن می‌گذریم. 8- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که مدیران شما در دستگاه تئاتر آنچنان غرق در مصالح خویش‌اند که دیگر نه کارشناس‌اند ـ اگر پیش از این بوده باشند ـ نه دل در گرو تئاتر دارند ـ اگر پیش از این می‌داشتند. 9- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که جنابعالی به عنوان مدیر بالارتبه‌ی نظام دغدغه‌ای دارید که مدیران شما در دستگاه تئاتر فاقد آن آنند. امروز پس از سی سال، درام‌نویسان ما به آن درجه از پختگی و صلابت رسیده‌اند که بتوان به جد گفت نسل انقلاب بهترین کارهای خود را بر روی میز نهاده است، و باور کنید «روز حسین» افتخار درام‌نویسی سی سال گذشته‌ی ما است... بی‌تدبیری فقط ما را از آنچه با رنج و درد پدید آمده است محروم می‌سازد و بس. من به یقین می‌گویم، درخت درام‌نویسی ما به بَر نشسته است و «روز حسین» شاخص‌ترین میوه‌ی این درخت بزرگ است دریغی بزرگ است که با کج فهمی خود این میوه و این درخت را از ریشه بیرون آوریم. 10- این یادداشت خطاب به شماست به این دلیل که مدیران شما در دستگاه تئاتر منزلت تئاتر را به اندازه‌ی کوچکی خود کوچک کرده‌اند. جنابعالی حتم داشته باشید که این چنین رفتاری با تئاتر نه تنها بضاعتی به آن نمی‌افزاید که دستآوردهای مهم آن را زایل می‌سازد. تردید نداشته باشید که اجرای «روز حسین» افتخاری برای شما و ما است. من اراده‌ی شما را در این موضوع نمی‌دانم، اما با تصمیم نابخردانه‌ی مدیران‌تان در دستگاه تئاتر، ما را از این افتخار بزرگ محروم نسازید. محمّد چرم‌شیر 16دی1388
 
 ::: نامه ی محمد رحمانیان به مسئولان در راستای توقیف نمایش روز حسین / / 15 / دی1388

/   نمایش «روز حسین» هم توقیف شد. به شما تبریک می‌گویم آقایان. حالا می‌توانید شب‌ها با خیال راحت سر به بالین بگذارید. می‌توانید از حقوقی که بابت ممیّزی می‌گیرید شرمنده نباشید و با رشادت از آن دفاع کنید. می‌توانید با سربلندی نزد مدیران‌تان و مدیرانِ مدیران‌تان بایستید و با افتخار اعلام کنید یک نمایش دیگر هم به فهرست نمایش‌های به صحنه در نیامده افزوده شد. می‌توانید بر خود ببالید که تیغ‌هایتان همچنان تیز است و اهل مماشات نیستید و هر آنکه را چون شما نمی‌اندیشید بی‌رحمانه قلع و قمع می‌کنید و از دم تیغ می‌گذرانید. «روز حسین» آزمونِ شما بود. و شما با موفقیت و با نمرات ممتاز آن را از سر گذراندید. باز هم به شما تبریک می‌گویم آقایان! «روز حسین» برای من و گروه اجرایی تنها یک نمایش نبود. تلاشی بود برای ایجاد باب گفتگو و اظهار نظر درباره‌ی تاریخ انقلاب اسلامی و سی سالی که بر آن گذشت. با همه‌ی لحظاتِ خوب و بدش، زشت و زیبایش، شدت و فرجش. می‌خواست و می‌توانست از تئاتر ـ بمثابه‌ی یک رسانه ـ در وجه اجتماعی و سیاسی یاری بجوید و به بخشی از پرسشهای نسلِ امروز پاسخ دهد، و یا لااقل پرسش‌های تازه‌ای را مطرح کند تا همه با هم به جستجوی پاسخی در خور برآییم. از همان آغاز می‌دانستم راه سختی در پیش داریم. ساده‌لوحانه می‌اندیشیدم حق دارم بعنوان نویسنده و کارگردانی که در زمینه‌ی نمایش‌هایی با موضوع مذهب آثاری را به صحنه برده‌ام، نگاه تازه‌تری به یک واقعه‌ی مذهبی ـ اسطوره‌ای داشته باشم. حادثه‌ی کربلا و قیام امام حسین (ع) در سال 61 هجری قمری، زمینه ایست محکم و ژرف برای درام و درام‌نویس تا از ورای تاریخ بتواند راه آینده را رَصد کند. بیاموزد و بیاموزاند، همچون تذکره‌ای دائمی، یا حادثه‌ای قابل تکرار، یا آزمونی سترگ. می‌پنداشتم اجرای نمایش «روز حسین» می‌تواند اندکی از بار التهاب جامعه بکاهد و فضای نقد را از کوچه‌ها و خیابان‌ها به تالار نمایش و صفحات نشریات و جلسات گفتگوی رو در رو انتقال دهد. به همه‌ی کسانی که به خشونت بعنوان تنها و یا آخرین راهکار می‌اندیشند یادآوری کند گره‌هایی هستند که به سر انگشت تدبیر بهتر باز می‌شوند تا به دندان خشونت... چه بگویم؟ نیّت ما خیر بود و امروز تنها می‌توانیم بگوییم الخیر فی ما وَقَع... زندگی سخت است. دعا کنیم سخت‌تر نشود. محمّد رحمانیان 15 دی 1388
 
1 2
 
Links Contact Me